نودهشتیا|سایت98ia

#پارت_۲

#ارباب_زاده

مشخصات

مقدمه:عشق معجزه میکنه!اگه تو...

      دلیل بوجود اومدن این عشق باشی...

رها دختری شاید کمی متفاوت دختری احساسی که سعی میکنه احساسشو زیر نقاب سردی مخفی کنه شیطون و پر انرژی ومغرور 

برگشت پسر عمش از کانادا همه چی تغییر میکنه زندگی همه دسخوش تغییراتی میشه حقایقی رو میشه که هیچ کس اعم از رها انتظار شنیدن اینارو نداره 

اتفاقایی ناخاسته یاشایدم از قبل تعیین شده میوفته از همه بیشترم رهای ما ضربه میخورو...

ژانر:عاشقانه_پلیسی_گاهی شادوگاهی هم غمگین...پایان خوش


نودهشتیا|سایت98ia

مشخصات

#پارت_۳

#ارباب_زاده

مشخصات

#پارت_۲

#ارباب_زاده

مشخصات

به تلخی نگاه

به سردی کلام

به تاوان جان سوز گناه

سوگند به آخرین موقوفه احساس

که اینجا گورستانی از جنس تنهایی است

زمزمه گوش‌نواز دخترک همان ناله نفرین شده تاریکی است....

مـــــ‌بانوـــــه

مشخصات

برای عضویت در سایت

اینجا کلیک کنید.
برای آشنایی با قوانین نوشتن رمان

اینجا کلیک کنید.
برای نوشتن رمان

اینجا کلیک کنید.
برای ارتباط با مدیران و پرسیدن سوالات

اینجا یا

اینجا کلیک کنید.
برای رفتن به صفحه اصلی سایت

اینجا کلیک کنید.


کاربران و نویسندگان عزیز: اگر دوست دارید داستانی ماندگار از خودتون داشته باشید ، اما، وقت زیادی ندارید ؛ لطفا به قسمت تایپ رمان نروید !
چون برای نوشتن رمان هر روز باید یک یا دوپارت بگذارید.
پس راه حل چیست؟ شما داستانتون رو به صورت

داستان کوتاه یا

خاطرات ، یا در یک‌‌ست یا قسمت به قسمت بنویسید .


زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به جزا دادن و افسردن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست زندگی جنبش جاری شدن است از تماشاگه اغاز حیات تابه جایی که خدا میداند


نودهشتیا|سایت98ia

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: کلیک ,رمان ,زندگی ,قسمت ,نوشتن ,سایت ,اینجا کلیک ,کلیک کنید ,کنید برای ,نوشتن رمان ,نیست زندگی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 

 

 

 

نام رمان: تب

نویسنده: پگاه رستمی

تعداد صفحات: 1411

 

 

بخشی از رمان:

کیف چرم مشکی ام را از دست راست به دست چپ متقل میکنم و دستگیره در را پایین میکشم. منشی به محض دیدنم برمی خیزد و سلام می کند. جوابش را می دهم و به سمت اتاقم می روم.

صدایش را می شنوم.

– اولین نوبت امروز ده دقیقه است.

بدون اینکه بچرخم و نگاهش کنم می پرسم:

-به چند نفر وقت دادی؟

-هفت نفر.

به ساعتم نگاهی می اندازم و با درماندگی فکر می کنم”هفت نفر که هر کدام چهل و پنج دقیقه وقتم را می گیرند و کلا می شود شش ساعت و الان هم که چهار ساعت است و یعنی.. تا 10 شب درگیرم…

درماندگی ام را بروز نمی دهم.

-اکی لطفا یه قهوه بیار واسم! بدون شیر و شکر!

چشمش را می شنوم و وارد اتاق می شوم. کتم را در می آورم و به جا رختی می زنم.

دستی به پیراهنم می کشم..

 

 

 

 

 

دانلود رمان تب


نودهشتیا|سایت98ia

مشخصات

زندان بد بود ، هیچ بوی خوشایندی در آنجا وجود نداشت.دیوار های خاکستری و تخت های فلزی و میله هایی که به زندان معنا میدهد...اول کار بود...راه درازی پیش رویم بود و تنها راه آزادی مرگ غیر عمد محسوب میشد....و زمانی پی به عمق فاجعه بردم که نگهبان زندان با صدای خشن و گرفته اش رو به زیردستش فریاد زد: جمشید خاکی ملاقاتی داره...ببرش سالن ملاقات.......

و چه کسی میداند جمشید خاکی در بند 16 زندان ی پلی میشود برای عاشقانه های مرده ی یک زن مو قرمز...

 


نودهشتیا|سایت98ia

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل

نمونه سوالات پیام نور کارشناسی و کارشناسی ارشد برنامه نویسی با بیسیک فور اندروید -کسب درآمد میلیونی-بیسیک4اندروید-فیلم آموزشی بیسیک-سورس بیسیک4 فور اندروید لیتاه دانلود نمونه سوالات استخدامی سایت تخصصی آموزش برنامه نویسی اندروید دانلود آهنگ جدید - Download New Music خبرگزاری وحیدیه نگار فروشگاه محصولات فلزیاب | طلایاب | معدن یاب | گنج یاب | زیرخاکی | عتیقه اخبار به روز جهان ورزش را با ما دنبال کنید